ISFP

ISFP

ISFP ها (هنرمندان)

ISFP

ISFP ها که از این پس آنان را هنرمند (Composer) می نامیم، بیش از دیگر تجربه گراها با حواس خود در تماس و هماهنگی هستند. بنابراین در تمام انواع آثار هنری از شامه بسیار تیزی در مورد اینکه چه چیزی به آنان تعلق دارد و یا تعلق ندارد برخوردار می باشند. درحالیکه دیگر تجربه گرایان مهارت و تخصص خاصی در کار با ابزارآلات و ارتباط برقرار کردن با مردم و سرگرم کردن آنها دارند، هنرمندان توانایی خارق العاده و بالفطره ای در کار با انواع رنگ ها، صداها، عطرها و طعم ها دارند.

اگر چه هنرمندان ساعت های طولانی را در خلوت گذرانده و مشغول خلق آثار هنری هستند، اما همچون دیگر تجربه گرایان انگیزه های لحظه ای و تکانه ای خاصی را دارا می باشند. آنها برای حرکات و رفتارهایشان ملاحظات خاصی را در نظر نمی گیرند؛ به جای آن سعی می کنند در همین جا و همین لحظه زندگی کرده و برنامه ریزی خاصی برای آن نداشته باشند. هنرمندان در اکثر مواقع مشغول ساخت آثار هنری می باشند آنچنانکه بعضی اوقات همچون گردباد اسیر آن می شوند. هنرمندان اغلب در حال نقاشی کردن، مجسمه سازی، رقصیدن یا نوشتن قطعات موسیقی هستند. این کار را انجام می دهند چون صرفا باید آن کار را بکنند. از کوه بالا می روند چون کوه وجود دارد.

توانایی غرق کردن خود در فعالیت ها گاهی اوقات کارهای عجیب و دیدنی برخی از هنرمندان را توجیه می کند با این حال آنان در جنبه های اجتماعی مهربانی بی همتایی در مقایسه با دیگر تیپ ها به نمایش می گذارند. هنرمندان نسبت به درد و رنج دیگران به شدت حساس بوده و به راحتی با شخص رنج کشیده احساس همدردی می کنند. برخی از آنان روش های همزادپنداری فوق العاده ای با جوانان دارند تا حدی که رابطه طبیعی قدرتمندی از همدردی و اعتماد میان آنها برقرار می شود.  رابطه مشابهی از این دست را می توان میان هنرمندان و حیوانات ، حتی حیوانات وحشی، مشاهده کرد. بسیاری از ISFP ها توانایی این را دارند که به مدت طولانی در طبیعت زندگی کنند و جالب توجه این که طبیعت نیز به آنان خوشامد می گوید.

هنرمندان نیز همچون دیگر تجربه گرایان تعداد زیادی از مردم را شامل می شوند، شاید نه یا ده درصد از جمعیت جامعه، اما در کل به سختی می توان آنها را رصد کرد و اغلب از سوی دیگران به درستی شناخته نمی شوند. بخش اعظمی از این عدم شناخت به خود آنها باز می گردد. آنان گرایش زیادی به ابراز نکردن خود در جامعه دارند و ترجیح می دهند به جای آنکه از طریق زبان و گفتار شناسایی شوند از طریق آثار هنریشان شناخته شوند. معمولاً هنرمندان علاقه خاصی به توسعه توانمندیهای سخنوری در عموم ندارند؛ بیشتر ترجیح می دهند نبض زندگی را از طریق لمس آن در عضلات، چشم ها، گوش ها و زبانشان احساس کنند. بی هیچ شک، هنرمندان نیز همانند دیگر تیپ ها علاقمند به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود از دنیا هستند، و اگر روشی متعادل از رابطه غیر کلامی به شیوه ای تقریبا هنری را پیدا کنند با زیبایی و بلاغت کامل می توانند شخصیت خود را توصیف کنند. اگر نتوانند این کار را بکنند، به راحتی ناشناس باقی مانده و سکوت آنها باعث می شود که شخصیتشان به طور کامل محو گردد.

منبع: http://pgdn.ir/1yIIFeb

نوشته‌های ویژه